یک نکته ی کوچک و یک خبر….

سلام بر رفقای نازنینم
سال نوی مسیحی رو به همه ی رفقا تبریک می گم…بعد از این نقدهایی رو به قلم خودم از آثار برخی از رفقا وارد مطالب سایت می کنم….البته انتخاب آثار و شاعران رو خودم انجام می دم……سرکار خانم دکتر کریمی که از دوستان بسیار عزیز و اندیشمندم هستند نیز توصیه ای در باب نوشتن داستان به من داشتند ، از آنجا که وجود نازنین ایشان برایم بسیار مغتنم و ارزشمند است ، بزودی برخی از آثار قلمی ام را از زبان مادری ام به فارسی برگردانده و یا از زبان دومم به فارسی ترجمه خواهم کرد تا ضمن عمل به فرموده ی دوست نازنین و اندیشمندم ، سرکار خانم دکتر آتنا کریمی ، دوستان نازنین و رفقای مهربانم را با نمونه هایی از آثارم در حوزه ی ادبیّات داستانی آشنا و مهمان کنم…….امّا بعد……بعضی از رفقا گله کردند که چرا نظراتشون منتشر نمی شه….در جواب باید بگم که تا امروز که ۲۴ نوشته در سایت درج شده ۹۸۳ نظر از رفقا و فنس های قدیمی که برام راه اندازی شده بود ، به دستم رسیده ، اما بیشتر این نظرات از ادبیاتی استفاده کرده اند که زیاد با روحیّات من تناسب و مناسبت ندارند ، لذا در کمال احترام به این دسته از رفقا ، از درج نظراتشون معذورم و اونها رو فقط در پیشخوان سایت برای خودم نگه می دارم…نمونه ی نظرات دوستان اندیشمندم که همگی به این برادر فقیر و حقیر و ناچیزشون محبت و لطف وافر دارند ، در سایت درج شده و همه ی رفقا می تونن اینگونه ادبیات محترم و شایسته رو سرلوحه ی مشق قرار بدهند…..باز هم از همه ی لطف و محبتی که به من دارید ، خاضعانه و خالصانه تشکر می کنم و دست یکایک شما عزیزانم رو به مهر می فشارم….تابعد….

  1. سودابه طهمورثی

    مهدی عزیز و گرانقدر سلام
    بی صبرانه منتظر نوشته های زیبا و آموزنده ی شما هستم…

  2. سلام نازنین برادرِ اهلِ درد و دانش ام!

    کاش پیش از نقدِ آثار و اشعارِ دوستان، کمی از جان مایه ی نقد و اصولِ درستِ نقّادی بنویسی!…یا دستِ کم، لا به لای نقدهایت، گذری و نظری داشته باشی بر ستون های آکادمیک نقدِ صحیح!…بهتر از من می دانی که در ایران، با وجود تلاش هایی که امثالِ دکتر پاینده انجام می دهند، هنوز که هنوز است شاخصه های اساسی و بنیادینِ یک نقدِ اصولی و منصفانه، رعایت نمی شود و بسیاری از منتقدان، بیشتر به بیانِ نظر و سلیقه ی شخصیِ خود در مواجهه با یک اثر می پردازند تا واکاویِ درستِ متن و بیانِ نظریه های حاکم بر آن! نتیجه ی چنین نقدهایی نیز از قبل معلوم است!! یا موافقِ صد در صدِ اثرِ مورد نظرند و سینه چاکِ نویسنده یا سراینده ی آن! و یا این که مخالفانِ سر سختی هستند که به خونِ مولف تشنه اند! در نتیجه تنها چیزی که دستِ مخاطبان ــ از هر سطحی ــ را می گیرد، حبّ و بغض های خاله زنکی است که جای شان توی محافل شخصی و دورِ همی های دانشجویی است! نه بساطِ نقد و نقادی!!….این را نوشتم، نه از آن جهت که تکلیفی کرده باشم ات برادرم!! بلکه خود نیز، می خواهم هم چون همیشه در کلاسِ درسِ دوست داشتنیِ تو بنشینم و بخوانم و بیاموزم!…خوب می دانی که چه قدر تشنه ی دانستن ام! و چه اندازه، چَنته ام تهی است!……خواهرت…

پاسخ دهید