نگاه سکوت…..

 

تو بگو

باز بـِکِش نعره که اشتاد بزن

کوس ِ رَحیل است هنوز

وقت مهتاب – جلیل – است هنوز

تو سخن ران

که دگر تاب بیان از دل اشتاد برفت

تو بخوان پرده ی آخر

تو بگو وای چه کس از ته شب می آید

منتظر باز منم

رنگ فریاد تظلـّم چه کسی ست – باز منم

پرده آخر این قصه غمگ
ین که بُوَد مرگ – منم

خوان آخر که بُوَد توبه دلتنگ – منم

ضلع هشتم که بود مرگ – منم

تو بگو

باز بگو

فاش بگو

آخر اشتاد چرا خاموش است …

پاسخ دهید