صفحه 1
استاندارد

نگاه سکوت…..

 

تو بگو

باز بـِکِش نعره که اشتاد بزن

کوس ِ رَحیل است هنوز

وقت مهتاب – جلیل – است هنوز

تو سخن ران

که دگر تاب بیان از دل اشتاد برفت

تو بخوان پرده ی آخر

تو بگو وای چه کس از ته شب می آید

منتظر باز منم ادامه مطلب ←

استاندارد

پیک نیک در سپتیک…۲

ای خدای مثنوی! خشمت چه شد؟!
ای غرور خسته! در چشمت چه شد؟!…..م.اشتاد
…….در جامعه ایران به نظر میرسد برای عامه مردم آزادی سیاسی یک اولویت نیست و آزادی‌های مدنی هم بیشتر در مسائل اجتماعی برایشان مهم است. حتا در دوره‌ مشروطه نیز رسیدن به آگاهی اجتماعی در عامه مردم خیلی رایج نبوده و مشارکت مردم در تحولات اجتماعی بیشتر توده‌وار بوده تا اینکه با تشکل گسترده همراه باشد. عامه مردم در پی ثبات اقتصادی و سیاسی هستند. البته ثبات سیاسی هم با دموکراسی فرق می‌کند. دموکراسی پایه‌های عمیق فرهنگی و اقتصادی می‌طلبد قبل از آنکه تحقق سیاسی پیدا کند. ما هنوز نمی‌توانیم با هم صحبت کنیم، گفت‌وگو کنیم، مناظره کنیم، منصف باشیم، حقوق یکدیگر رارعایت کنیم، به هم احترام بگذاریم، هرم داشته باشیم، تشکیلات اجتماعی بسازیم سبک درست زندگی کردن را به هم بیاموزیم از هم الگو بگیریم در فعالیتهای جمعی مشارکت کنیم درست فکر کنیم، از مواضع هم دفاع کنیم به لحاظ فرهنگی، تفاوت‌های فکری را تحمل کنیم، برای افراد اصالت فکری قائل باشیم، به شهروند تبدیل شویم، معاش مردم نزد خودشان باشد، دولت قیم اقتصادی مردم نباشد.

ادامه مطلب ←

استاندارد

پیک نیک در سپتیک….۱

و ماالحرب الا ما علمتم و ذقتم و ما هو عنها بالحدیث المرجم
متی تبعثوها تبعثوها ذمیمه و تضر اذا ضریتموها فتضرم
فتعرککم عرک الرحی بثفالها و تلقح کشافا ثم تنتج فتتئم
فتنتج لکم غلمان اشام کلهم کاحمر عاد ثم ترضع فتفطم
فتغلل لکم ما لا تغّل لاهلها قری بالعراق من قفیز و درهم

 

 

از کجا آغاز کنم و به کجا برسم !!!…..دوست نداشتم هیچوقت دراینباره بنویسم و یا تحلیلی کنم….چراکه در این زمان به هر سوی واقعه که دستی بکشی در میان خط کشی های غلط سیاسی قرار می گیری….این فضا فضای نوشتن و تحلیل نیست….فضای مچ گیری های سیاسی است تا تو را یا در دسته ی مدافعان حقیقت یا در دسته ی اوباش قرار دهند و عجبا که این دسته بندی ها و اطلاق صفات در هر دو سوی ماجرا نسبت به افراد مقابل خود یکسان است….اما اتفاقی افتاده است که کماکان ادامه دارد و هیچیک از طرفین ماجرا قائل به آرامش و یا خطا در عملکرد سیاسی خود در انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری نیست…..هنوز مردم سخن می گویند ؛ میلیون ها تن معتقدند رئیس جمهور منتخب به درستی رای آورده و همه ی نهادهای قانونی رای آوری او را تایید کرده اند و در مقابل میلیون ها تن نیز معتقدند که این انتخابات باید ابطال شود و خطا و تقلب های فراوان در امر رای گیری واقع شده است….چه بگویم؟!!!!…اگر بگویم رئیس جمهور فعلی رای آورده و صحیح است می شوم مزدور و جیره خوار و اگر بگویم انتخابات درست برگزار نشده است می شوم اوباش و ضد انقلاب….چه بگویم؟!!!….می بینید فضای فعلی فضایی متعلق به نوشتن و تحلیل نیست….علاوه بر این من نه جامع و محیط بر موضوع انتخابات ایران بوده ام نه سرکشی دائم و کاملی به حوزه های رای گیری داشته ام و نه طرفدار کاندیدی در دوره های انتخابات بوده ام….خب به دوستانی که ای میل زدند و سکوت کاملا طبیعی مرا به خیانت تعبیر کردند و یا با الفاظی نظیر مزدور و ….خطابم قرار دادند می گویم که بنا به دلایل فوق و عمل به توصیه ی : لا ادری نصف العلم چیزی ننوشتم و نگفتم….اما می خواهم چند نکته را بپردازم که شاید در احترام به ذهن کاوشگر و پویای دوستانم چیزی نوشته باشم و حرفی زده باشم….خب قبلا گفتم : (( چه بگویم؟!!!!))…این خود دلیل واضحی درخصوص عدم احاطه ی من بر این موضوع است…
این بخشی کوتاه از حرفهای مفصل من در سه گانه ی یادداشت های باد بود در خصوص دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۸۸ بیان کردم….امروز با تنی رنجور و قلبی بیمار در گوشه ای نشستم و نگاه می کردم ، نگاه می کردم به مناظره ها ، به تبلیغات و گفتگوها و پرسش و پاسخ ها و….در کنار همه ی این مسائل به ایمیل های دوستانم نگاه می کردم ، نه آن دوستانی که اهل شعر و شاعری و قلم اند بلکه به دوستان زیادی که در حوزه ی سیاست و جامعه دارم و خودشان به خودشان لقب دوستان سایه نشین مهدی را داده اند….باز هم صفات ناجور و القاب ناسور ، منتهی اینبار یک صفت جدید اضافه شد بنام « مرعوب » …..خب جوانی و هزار درد و خیال و توهم….لبخندهای کوتاهم هنوز شهرت خود را دارند تا در اینجور مواقع بکار آیند…..انتخابات یازدهمین دوره ی ریاست جمهوری اسلامی ایران تا چند روز دیگر برگزار می شود…توصیه ی همیشگی من به همه این بوده که در هر انتخاباتی که در کشورتان برگزار می شود شرکت کنید و سهم سیاسی خود را در تعیین سرنوشت سیاسی خود مال ِ خود کنید…..پس همه ی دوستان نازنین و همراهان همیشگی و خوانندگان و مهمانان ِ این دیوار نوشته ها را دعوت می کنم به شرکت در یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری……اما چه اتفاقی در حال وقوع است و چه آینده ای در پس این هیجانات و التهابات سیاسی و اجتماعی در حال رقم خوردن است…..باید دقت بسیار کرد و نگاه خود را ریز و دقیق نمود تا وقایع را نه آنگونه که در ظاهر می نمایند ، بلکه در ماورای ظاهرشان دید و تحلیل کرد….روزهای دور وقتی مجبور بودم با برخی از جریانات سیاسی در داخل کشور همکلام شوم ، از فروپاشی و فرسایش درونی اصولگرایان بسیار صحبت کردم و همگان آن روزها نگاهی چون نگاه عاقل اندر سفیه به من داشتند ؛ و حق داشتند چون در اوج قدرت و هماهنگی تقسیم قدرت بودند و باورشان نمی شد که بینشان فرسایش و یا حتی کوچکترین اصطکاک و خللی باشد…اما گمان می کنم وقتی امروز می بینند که محسن رضایی از دایره انتساب به اصولگرایی خارج شده و منش و رفتار چپ های سنتی را در پیش می گیرد و یا محمدباقر قالیباف روش لیبرال دومکرات ها را با رویکرد تکنوکراتی در پیش می گیرد و حتی نمی پذیرد ائتلاف ۳ گانه داشته باشد که خود را با یک + به عنوان فردی مستقل از اصولگرایان معرفی می کند ، به حرفهای این برادر کوچکشان رسیده باشند و فهمیده باشند که:

 

دیدی آن قهقهه ی مرغ خرامان حافظ!
که ز سرپنجه ی شاهین قضاء غافل بود……

ادامه مطلب ←